رونالدو

سروش رفیعی: سر قولم برای بازگشت به پرسپولیس هستم / دوست داشتم جلوی الهلال بودم و کمک می کردم

پرسپولیس نیوز : ترک پرسپولیس اگرچه دلخوری‌هایی را بین پرسپولیسی‌ها و سروش رفیعی به‌وجود آورده بود، اما حرف‌های صادقانه سروش در برنامه خندوانه باعث شد تا هواداران قرمز هم او را به‌خاطر تصمیم‌اش ببخشند.

او حالا بعد از چند ماه سکوتش را شکست و از شرایط خودش و شایعه بازگشت به ایران گفت.

از لیگ قطر شروع کنیم لیگی که به نظر مردم در ایران بحث مالی بیشتر از بحث کیفی در آن اهمیت دارد. واقعا تو که در این لیگ بازی می‌کنی این مساله را قبول داری یا از نظر کیفی هم آن را در سطح خوبی می‌بینی؟
ذهنیتی که مردم ایران نسبت به لیگ قطر دارند با حقیقت منطق نیست. مردم ایران تا اسم لیگ عربی می‌آید، اکثرا می‌گویند فلانی برای پول یا تمام کردن فوتبالش به آنجا رفت. من در رده نوجوانان یا جوانان بودم که مهرزاد معدنچی رفت امارات یا مهدی رجب زاده یا علی کریمی که به لیگ قطر می‌رفت. شاید آن موقع این طور بود اما می‌گویند بزرگ‌ترین آدم‌های دنیا براساس آمار حرف می‌زنند. نگاه کنید در پنج سال گذشته همیشه تیم‌های قطری از گروه‌شان در آسیا راحت‌تر از تیم‌های ایران صعود کرده‌اند. منهای پرسپولیس که توانست بالا باشد، هر سال تیم‌های مطرح قطری نتایج خوبی در آسیا می‌گیرند. وقتی این اتفاق می‌افتد یعنی تیم‌های خوبی دارند. اینجا هم من یک صحبتی در مورد این قضیه کردم وقتی در ابتدای راه که به قطر آمدم. آن صحبتم این بود که چرا ما در لیگ ایران یک چنین کیفیت و چنین امکاناتی نداریم. چون معلوم است که صددرصد زمین فوتبال، محل تمرین، توپ، امکانات روی کیفیت تاثیر می‌گذارد. شما با بهترین فوتبالیست‌ها یک جا جمع شوید و ببینید که کیفیت ندارد صددرصد نمی‌توانید خوب کار کنید. شاید نتایج خوبی بگیرید اما همیشگی نیست. تفاوت لیگ قطر با لیگ ایران این است که استعدادهای ایرانی بهتر از استعدادهای قطری هستند. استعداد فوتبالیست‌های ایرانی بهتر از قطر است. لیگ ایران به خاطر استعداد بیشتر یک لیگ قوی‌تر و قدرتمندتری دارد و تیم‌های بیشتری درگیر رقابت هستند اما در قطر استعدادها کمتر هستند چون جمعیت کمی هم دارند و مسلما کیفیت آنچنان بالا نیست. با این حال شما سه، چهار تیم خوب این کشور را ببینید که خوب هزینه می‌کنند و با گرفتن بازیکنان خوب خارجی در لیگ قهرمانان آسیا هم با کیفیت حاضر می‌شوند. آن چیزی هم که من در این مدت در این فوتبال دیدم این است که به هیچ عنوان نمی‌توانم بگویم سطح فوتبالی شان کمتر از ایران است. چون خیلی از زمان‌ها در ایران دیده‌ام که ما در طول بازی فقط زیر توپ می‌زنیم و بلند بازی می‌کنیم ولی اینجا شما دو بار، چهار بار توپ بلند بزنید همه از شما شاکی می‌شوند. شما تیم السد را نگاه کنید. همین ژاوی باعث می‌شود که تیم بهتر فوتبال بازی می‌کند چون اگر ببینند بازیکنی یک بار، دو بار زیر توپ می‌زند به او تذکر می‌دهند که این فوتبال بازی کردن نیست و باید تغییر رویه داد. در تیم خود ما هم تا هفته پنجم، ششم که مربی ما فرانسوی بود این ترس را داشت چون ۱۰ سال پیش در این کشور کار کرده و می‌گفت در قطر باید از عقب زیر توپ زد تا با یک گل ببری یا اینکه مساوی شود. اما الان فرق می‌کند. مربی تونسی ما الان آمده و می‌گوید شما می‌خواهید توپ را لو بدهید، توپ را با پاس دادن لو بدهید. می‌خواهید پرس کنید در منطقه عقب زمین اشکال ندارد توپ را پاس بدهید حتی اگر منجر به لو دادن باشد مخصوصا الان که ما مهاجم بلند قد نداریم. بازی ما با السد را دیدید. السد مثل پرسپولیس ایران است و هر تیمی که مقابل آنها بازی می‌کند ترس دارد اما خوب بازی کردیم و با پاس دادن بازی کردیم. وقتی چهارتا زمین تمرین داری که یکی خراب شد در یک زمین دیگر بازی می‌کنی آن وقت متوجه کیفیت فوتبال می‌شوید. واقعا زشت است که بعد از ۱۱ سال بازی در لیگ حرفه ای ایران بگویم اوایلی که اینجا آمدم کنترل توپ برایم سخت بود. می‌دانید چرا؟! چون زمین‌های اینجا را قبل از بازی آب می‌دهند اما در ایران هنوز این کار را نمی‌کنند. همه جای دنیا قبل از بازی زمین را باید آب بدهند که سرعت توپ بالا برود. به هیچ عنوان لیگ قطر ضعیف‌تر از لیگ ایران نیست. سطح کیفی و امکانات بالاست و بسیار به آن توجه می‌شود. یک برنامه ۹۰ کل فوتبال ما را کارشناسی می‌کند اما اینجا سه شب پشت‌سر هم داوری و بازی‌ها را چک می‌کنند و حتی کارشناس از اروپا می‌آورند. اینجاست که باید بگویم از این پول خودشان خوب استفاده می‌کنند.
اوایل که رفتی قطر شرایط خوب بود اما چند بازی بیرون نشستی که به شایعات در مورد تو دامن زد.
وقتی اینجا آمدم تصمیم من این بود که اگر قرار است از پرسپولیس بیرون بیایم باید جایی را انتخاب کنم که به من کمک کند. وقتی تصمیم گرفتم از ایران بیرون بیایم با همه اوصاف، برنامه و تصمیم من شد قطر! اینجا هم شرایط طوری بود که دوست داشتم به تیم‌های سطح بالای آن بروم که ۴، ۵ تیم داشت که شرایط بهتری دارند ولی دقیقا در این تایم همه بازیکنان خارجی که چهارتا اینجا بیشتر نمی‌توانند بگیرند در پست من پر شده بود. الخور را انتخاب کردم چون یک باشگاه باتجربه در لیگ ستارگان قطر است که هیچ وقت نیفتاده و سقوط نکرده است و اینکه از نظر شرایط موقعیت، مربی و بازیکنان و بقیه موارد احساس کردم اینجا خوب است و می‌توانم به خواسته‌ام برسم. شروع خوبی هم داشتم منهای بازی با الریان که بازی سختی بود، دو تا بازی خوب انجام دادیم و ۴ امتیاز با گلزنی و پاس گل من به دست آوردیم. شرایط خوب بود اما یک مقداری ذهنیت مربی فرانسوی ما که مربی قبلی بود به سبک من نمی‌خورد و اصلا شاید به سبک کل تیم نمی‌خورد. تیم ما چند بازیکن سرعتی و تکنیکی دارد اما این مربی به خاطر ذهنیت خیلی دفاعی که داشت فقط می‌خواست دفاع کند و نبازد و این مساله به شرایط بازیکنان نمی‌خورد. این ذهنیت که خودش درست کرده بود یا به ما انتقال می‌داد این بود که من به خاطر یک کار دفاعی زیادی که می‌خواهم انجام بدهم در دو بازی من را بیرون گذاشت و گفت که از سروش در نیمه دوم استفاده می‌کنم. چون می‌گفت می‌خواهیم نیمه اول گل نخوریم و توان حریف را بگیریم و بعد از سروش استفاده کنم. در هر دو بازی هم ما در نیمه اول گل خوردیم و دو بر صفر یا سه بر صفر عقب افتادیم و نیمه دوم هم کاری از دست من بر نمی‌آمد. با این حال کلا در پنج هفته ابتدایی که این مربی فرانسوی بود نه بچه‌ها و نه مدیریت از عملکرد تیم راضی نبودند و هواداران هم معترض بودند و این باعث شد یک مقدار جو بهم بریزد. خود من با توجه به شناختی که از خودم داشتم نگران نبودم و می‌دانستم اگر این اتفاق می‌افتد و باخت می‌آوریم و بازی نمی‌کنم به خاطر کم‌کاری و بی کیفیت بون من نیست. دلایل معلوم بود و بعد از اینکه مربی عوض شد کلا سیستم تیم و شرایط عوض شد و از نظر شخصیت و روحی تیم شکل مناسبی پیدا کرد. در دو بازی اول که مربی ما آمد دو برد عالی جلوی سیلیه و قطر به دست آوردیم که پایین‌تر از ما بود. اینجا تیم هایی که در یک سطح هستند بازی با آنها سخت است اما با این حال گل زدم. سیلیه را بردیم که تیم سوم جدول بود و گل زدم و بردیم. این هفته هم مقابل السد خیلی خوب بودیم و فکر می‌کنم این روال با این مربی و این ذهنیت خوب پیش برود.
این مساله اما برای تو در ایران حواشی زیادی به وجود آورد و حتی گفته شد که در لیست فروش قرار گرفتی. واقعا لیست فروشی در کار بود؟
نه اصلا این طور نیست. اولا اینجا لیگ اسپانیا یا انگلیس نیست که بگویند بارسلونا توران را در پنجره زمستانی برای فروش گذاشته است. آنجا کار و تجارت شان این است اما اینجا چیزی به اسم لیست فروش نداریم. اینجا مثل ایران است. ایران هم لیست مازاد ندارد و اینجا هم مثل کشورمان یا بازیکنی را می‌خواهند یا نمی‌خواهند. اگر نخواهند می‌گویند با توافق جدا شو و اگر هم بخواهند کارش را انجام می‌دهند. اینجا هم وقتی بازیکن کار را شروع می‌کند، در بدترین حالت بازیکن را نخواهند باید برای رفتن او را راضی کنند و این مساله در نیم فصل رخ می‌دهد. حالا ما چهار هفته بازی کرده بودیم با این شرایطی که گفتم و مربی به من بازی نمی‌داد. این مساله ربطی به من نداشت چون در بزرگ‌ترین تیم‌ها دیدید که بزرگ‌ترین بازیکنان هم بیرون می‌نشینند.
پس خبر درست این بود که اگر مربی عوض بشود هشداری برای خارجی‌هاست؟
دقیقا! خبری که در ایران پیچید و خیلی شایعه بابت آن درست کردند این بود که یک روزنامه در قطر یک مطلبی چاپ کرده بود مثل روزنامه‌های ما که یک گمانه زنی بود. گفته بودند با توجه به نتایجی که الخور در این چهار هفته گرفته است بهترین کار این است که مربی عوض شود و اگر بنا باشد این روال پیش برود یک زنگ خطر برای بازیکنان خارجی است. همان طور که شما گفتید تمام فشار در لیگ قطر روی بازیکنان خارجی است. در تیم می‌گویند ما شما را آوردیم و پول و امکانات خوب به شما دادیم ولی کیفیت خوب هم از تو می‌خواهیم. چهارتا بازیکن خوب می‌آورند و با همه امکاناتی که می‌گذارند کیفیت می‌خواهند چون سطح کیفی بازیکنان خودشان آنقدری نیست که توقعی داشته باشند یا حتی اگر باشد کلا این یک رسم برای آنها شده که بازیکن خارجی اینجا همه کار را بکند. من در ۴ هفته اول شرایطم خوب پیش نرفت حتی با یک گل ۳ امتیازی و پاس گلی که دادم و ۴ امتیاز گرفته بودیم و با اینکه از نظر آماری مشکل نداشتم اما نظر مربی ما این بود. خلاصه این است که این خبرها در حد گمانه زنی در قطر بود که گفته بودند بازیکنان خارجی حواس شان باشد اما آنجا در ایران سروش رفیعی را در لیست فروش گذاشتند. در فضای مجازی هم که یک نفر بنویسد سروش در لیست خرید بارسلونا، فردا می‌بینی که ۲۰۰ نفر آن را در پیج خودشان زده‌اند. این اتفاق خوب و درستی نیست.
اما این مساله و این شرایط رسانه ای و گمانه زنی‌ها تقریبا با شدت کمتر و بیشتر در همه جای دنیا وجود دارد که فلان بازیکن کجا می‌رود و چه تصمیمی برای آینده دارد. واکنش و شرایطی که بعد از این صحبت‌ها داشتی چطور بود؟
من بعد از این موضوع دو نگاه به این مساله داشتم اما واقعیت این است که این صحبت‌ها اصلا برای من اهمیتی نداشت چون هر روز یک حرف می‌زدند و هر روز من را با یک تیم در ایران می‌دیدند. می‌گفتند نیم فصل سروش برگردد در سپاهان است یا چون پرسپولیسی است به استقلال نمی‌رود، شاید به خاطر امیر قلعه‌نویی برود ذوب‌آهن و هر روز برای من یک تیم انتخاب کردند و مثلا گفتند به خاطر ساسان انصاری سپاهانی است. این مباحث برای من اصلا مهم نبود. من در نیم‌فصل آخر تراکتورسازی این مساله را تجربه کرده بودم. فکر می‌کردم کاری کنم که در زمین ثابت کنم این طور نیست اما ناراحتی من این بود که چرا روزنامه ها، سایت‌ها در ایران که مال خودمان است نمی‌گویند این بازیکن لژیونر است و یک ایرانی است که در قطر بازی می‌کند. حداقل این موضوع این بود که سروش تا نیم فصل بماند و حمایت کنند و انرژی مثبت بدهند و اگر نهایتا نخواستند، جای دیگر می‌رود. حاضرم قسم بخورم که در پیج اینستاگرام خودم اگر الان بروم بالای ۳۰۰ تا ۵۰۰ نفر دو هفته پیش که این مسایل بود به من هزارتا بد و بیراه گفتند که حق توست که این طور شد. حالا برو ببین، همان آدم‌ها که کامنت گذاشتند حالا می‌گویند دمت گرم تو پسر سرخ دل هستی و از این صحبت‌ها و پرچم را بالا بردی. این نشان می‌دهد که فضای مجازی را ما نباید باور کنیم و باید فراموش کنیم. شما نگاه کنید با کافو چه کردند یک قرعه برای ایران درآورد او را به فحش و ناسزا کشیدند. یک لحظه یک مساله را می‌نویسد و دیگر برایش مهم نیست و هرچه دلش می‌خواهد بدون اینکه بداند درست یا غلط است، می‌گوید. توقع ما که دورتر هستیم از شما رسانه ای‌ها این است که مردم اصل قضیه را بدانند و نه اینکه گمانه زنی را بنویسید. در پرسپولیس می‌بینید اما اینجا را نمی‌بینید و امیدوارم اتفاقی بیفتد که مردم هرچیزی که دلشان می‌خواهد، نگویند.
نحوه برخورد صادقانه ات در برنامه خندوانه بعد از جدایی از پرسپولیس ورق را به نفع تو برگرداند. بازخوردهایی که از این برنامه گرفتی چه بود؟ به نظر می‌رسید پرسپولیسی‌ها دیگر زیاد از تو دلخور نباشند.
دقیقا همین طور است. وقتی یک بازیکن از استقلال و پرسپولیس جدا می‌شود این ناراحتی به وجود می‌آید. با این حال اما خود من منتظر یک فرصت بودم که این مساله را تصویری یا زنده توضیح بدهم و حتی تصمیم من این بود که در برنامه ای مثل ۹۰ بروم که فوتبالی‌تر باشد که به خندوانه دعوت شدم. الان هم حرف من همین است و ۱۰ سال دیگر هم همین را می‌گویم. چون می‌دانم آخر باید یک جایی معلوم شود که چکاره هستی و چه چیزی هستی. همانجا می‌خواستم بگویم این حرف‌های من نه فیلم است و نه شو چون مردم می‌فهمند مخصوصا آنهایی که فوتبالی‌اند و می‌فهمند که بازی درآورده است یا نه؟ من گفتم واقعا دوست داشتم بیایم پرسپولیس. پیشنهاد تراکتورسازی و استقلال بیشتر از این تیم بود و اگر واقعا فقط دنبال پول بودم آن تایم که دو سال بود پول نگرفتم به این دو تیم می‌رفتم. واقعا پرسپولیس را دوست داشتم اما تصمیم من این بود که ایران نمانم. دلایلی که برای خودم گذاشته بودم باعث شده بود که اینجا بیایم. وقتی می‌خواهی در زندگی به چیزی برسی باید یک چیز را از دست بدهی. وقتی آمدم اینجا مجبور بودم از پرسپولیس، دوست داشتنش، مردم و محبوبیت بگذرم. خندوانه خیلی کمک کرد و بازتاب آن این بود که مردم گفتند دمت گرم که این حرف‌ها را گفتی.
چه شد که استراتژی تو در این برنامه این طور شد که رک و پوست کنده صحبت‌هایت را مطرح کنی؟
چون اعتقادم این بود. مردم متوجه می‌شوند و اگر دلایل غیرواقعی بیاوری متوجه می‌شوند. به خودم گفتم بهتر است حرفم را رک و راست بگویم و شرایط را گفتم. خیلی‌ها گفتند چرا اروپا نرفتی آنهم قبل از جام جهانی، در حالی که من از روسیه، کرواسی، سوئد و یونان یکی، دو پیشنهاد خوب داشتم. سعی من همیشه این بوده که واقع بین باشم. کاری ندارد که بگویی من به اروپا رفتم. سابقه و شرایطم و حتی چهارگل زده باعث می‌شد در خیلی از کشورهای اروپایی تیم داشته باشم اما نه به هر قیمتی. رفتن به اروپا باید مثل علی دایی، علی کریمی و مهدی مهدوی کیا حتی برای یک سال باشد اما پررنگ باید رفت. اعتقاد من می‌گوید همیشه کیفیت بهتر از کمیت است. با تمام احترامی که برای رفقایم قائل هستم الان بهترین لژیونر ما علیرضا جهانبخش است. دلیل این ادعایم هم این است که در بهترین سن و سال رفت. در بهترین شرایط چوب فوتبال را خورد و با یک انتخاب خوب الان نتیجه می‌گیرد. یک مشکلی در ایران است که متاسفانه مردم آن را درک نمی‌کنند. نیمار در ۲۳ سالگی کاپیتان تیم ملی برزیل بوده است. مسی در ۲۴، ۲۵ سالگی دوبار توپ طلا گرفته و هازارد در ۲۵ سالگی کاپیتان تیم ملی بلژیک است. بازیکن جوان در اروپا یعنی یک بازیکن ۱۷ ساله! جوانی در این فوتبال یعنی این سن. من در ۲۷ سالگی می‌خواستم از پرسپولیس بیرون بیایم. سالی که قرارداد من با فولاد تمام شد و ۳۰۰ تومان بود تا آمدم یک قرارداد خوب ببندم سرباز شدم. دو سال و نیم پول نگرفتم . یک نیم فصل بازی کردم برای پرسپولیس، از آن نیم فصل پرسپولیس هم بخش قابل توجهی از آن مبلغ مانده است. مردم باید این چیزها را بدانند و بدانند که فقط این نیست که به اروپا بروی و باید همه جوانب را در نظر گرفت.
یک پلن برای خود تو ماندن در پرسپولیس بود. غیر از اینکه تو را می‌خواستند این تیم در بزنگاه آسیایی قرار داشت و آنجا هم جزو گرانترین‌ها بودی و ممکن بود یک عدد قابل توجه به تو پرداخت شود که یک پول خوب و یک امکان مناسب برای نیمه نهایی و حتی فینال آسیا که یک زمینه مناسب برای دیده شدن بود و می‌توانستی سال بعد به قطر بروی.
این قرارداد برای فصل بعدی می‌رفت و باید یک فصل تلاش می‌کردی. در پرسپولیس نمی‌شود گفت که من آسیا را بازی می‌کنم پیشنهاد خارجی بود من جدا می‌شوم. در پرسپولیس تعهد کردی با ۴۰ میلیون هوادار که توقع دارند و با آنها طرف هستی. برای همین رک صحبت کردم با هواداران پرسپولیس و با صداقت آمدم و هرچه در توان داشتم گذاشتم و گفتم دوست شان دارم. همه تا آخرین لحظه پشتم بودند و هنوز هم هستند و به من لطف دارند ولی تصمیم من این بود. آن مقطع تصمیم گرفتم برای خیلی موارد به اینجا آمدم و بگویم الان وقت اروپا رفتن نیست.
برنامه‌ات برای آینده چیست و اینجا به اروپا رفتن فکر می‌کنی؟
باور کنید از قطر به راحتی و ۱۰ برابر سریع‌تر از ایران می‌توانی به اروپا بروی.
چطور؟
قطر لیگی دارد که حداقل ۱۰۰ بازیکن خارجی در آن جا به جا می‌شود. یعنی حداقل ۱۰۰ اینجنت هستند که اینجا برای دیدن بازیکنان می‌آیند. ۱۰ شبکه بین المللی تلویزیونی اسپورت دارد که تمام بازی‌های دنیا را نشان می‌دهد و تمام بازی‌های لیگ را به نمایش می‌گذارد و می‌توانید ببینید. چیزی که برای من جالب بود این است که شبکه تلویزیونی اینجا دربی یک کشور درجه چندم را نشان می‌دهد اما دربی مهم و پر هیاهوی استقلال و پرسپولیس را نشان نداد. بازی ای که اینقدر برای ما مهم است اما هیچکس در قطر لیگ ما را دنبال نمی‌کند. شما آمار بگیرید که چند بازیکن از لیگ قطر به اروپا رفته اند. دفاع چپ فصل گذشته السد به نام عبدالکریم الان در بلژیک بازی می‌کند. من سال گذشته در پرسپولیس بازی را نگاه می‌کردم که بین بارسلونا و یک تیم اسپانیایی که یادم نیست، بود. بازیکن وینگر چپ آن تیم اسپانیایی مقابل بارسلونا فصل قبل در لیگ قطر بازی می‌کرد. دفاع آخر لخویا به لیگ اسپانیا رفته است. واقعا چه اتفاقی می‌افتد که شبکه «بین اسپورت» که همه بازی‌های دنیا را پوشش می‌دهد، بازی‌های همه رده‌های مختلف از نوجوانان و جوانان را نشان می‌دهد و ایجاد انگیزه می‌کند اما تلویزیون ایران، بازی‌های امیدهای ایران و مثلا فینال این رده را نشان نمی‌دهد. بازیکنی که می‌تواند پدیده شود اما نمی‌بینیم وحتی دربی ما را هم پوشش نمی‌دهند و نمی‌گویند مثلا به آزادی برویم. تمام مربیان تیم‌های زیر ۲۳ سال قطری خارجی هستند و این یعنی وقت گذاشتند و هزینه می‌کنند.
اما نگفتی چرا از این جا راحت می‌توان به اروپا رفت؟
اینجا شما فکرت راحت است. آرامش داری. من به عنوان بازیکن که چهارسال اخیر در لیگ ایران ۱۰۰ میلیون پول گرفتم تا قبل آمدن به پرسپولیس آن هم با هزارتا پاداش وقتی از نظر مالی تامین باشم، یک تیم از اروپا گفت که الان در یورو لیگ هستم و بیشتر از ۱۰۰ هزارتا به تو نمی‌دهم، می‌گویم اشکال ندارد یک سال می‌روم با این عدد اما یک پشتوانه دارم که اگر خانواده‌ام به مشکل خورد خیالم راحت باشد. پرسپولیس سال گذشته قهرمان ایران بوده، به من به عنوان کسی که بازیکن تیمش بودم، بگویید پاداش قهرمانی چه بود؟ بازیکنی که امسال قرارداد بست چند درصد گرفت؟ ما الان نیم فصل نشده ۵۰ درصد قرارداد خودمان را گرفته ایم. از شجاع خلیل زاده بپرسید که چقدر گرفته! تازه شجاعی که در قهرمانی این تیم نبوده است. از سیدجلال بپرسید چقدر گرفتی و چقدر می‌خواهی؟ یک سوال از مردم ایران دارم که چرا یک بار این قدر که یقه فوتبالیست را می‌گیرند یک درصد یقه باشگاه را نمی‌گیرند که چرا باشگاه پرسپولیس امکانات ندارد که مرتضی، سروش و بقیه دلشان نخواهد از ایران بروند و برای فوتبال کشورمان بازی نکنیم و چرا نباید این عرق ریختن برای کشور خودمان باشد.

ستاره‌هایی که در قطر حضور دارند مثل ژاوی چقدر به رشد فوتبال تو کمک می‌کند؟
بسیار تاثیرگذار است. من در همین بازی الخور و السد به چشم دیدم. این نیست که ژاوی فوتبالش تمام شده و آمده که اینجا یک پولی بگیرد. ژاوی بسیار با کیفیت کار می‌کند. اولا چون بارسایی هستم عاشق ژاوی ام. هم از نظر فوتبالی و هم شخصیتی. بسیار فوتبالیست بزرگی است و این را در واقع دیدم. کمک بزرگی که می‌کند این است که تیم السد در یک بازی سخت ژاوی گل می‌زند و تیم نتیجه می‌گیرد و اعتماد به نفس به تیم می‌دهد. اینجا فوتبالیست خوب می‌آورند و پول خوب هم می‌دهند و سطح فوتبال شان را بالا می‌برند. بازی کنار او هم آموزنده است.
دقیقا سیاست جذب بازیکن خارجی در قطر عکس این سیاست در ایران است؟
واقعا! اجازه بدهید یک چیزی به شما در این خصوص بگویم. من اینجا به خاطر اینکه فقط و فقط و آن آرامش هست و دغدغه ای نیست تمام فکرم فوتبال است. بیشتر از ایران و با کیفیت‌تر تمرین می‌کنم. هر بازی و ۲۴ ساعت بعد از آن تمام آمار تو را به تو می‌دهند که چه کردی که با جزئیات است. بعد هر بازی این جزییات به دست ما می‌رسد و کاملا می‌دانی چه کرده ای و کجاها تاثیرگذار بودی و کجا اشتباه کرده ای. تک تک بازیکنان آنالیز می‌شوند و این مباحثی است که کمک زیادی به رشد و پیشرفت ما در این فوتبال می‌کند. اینجاست که متوجه می‌شوی فوتبال زندگی و کارت هست و دیگر نمی‌خواهد به این فکر کنی که ای وای من چند روز دیگر چک دارم و خانواده‌ام این را کم دارد. خانه خریدم نمی‌توانم پولش را بدهم و تا آخر فصل پولم را می‌گیرم که بدهم و اگر بخواهم سالن وزنه بروم باز است یا نه.
بازی‌های نیمه نهایی پرسپولیس را دیدی و آن موقع این حس را داشتی که اگر در این تیم بودی و به زمین می‌رفتی چه اتفاقی می‌افتاد؟
همه بازی‌های پرسپولیس را دیدم و همه را دقیق پیگیر بودم. دقیقا یادم هست که در بازی برگشت پرسپولیس و الهلال زمان تمرین ما بود. بین دو نیمه که آمدم دقیقه ۶۰ بازی بود. در بازی رفت وقتی رسیدم که دو بر صفر پرسپولیس عقب افتاد و خیلی بهم ریختم. یک وجه مشترک در اینجا داشتیم چون قطر هم با عربستان مشکل دارد، اینها هم دوست داشتند که پرسپولیس ببرد و مدام ماشاء ا… ایرانی و ماشاءا… بیروزی می‌گفتند چون «پ» ندارند و حتی چند تا ویدئو هم گرفتند و در اینستا گذاشتند. خیلی آن لحظه ناراحت شدم. دوست داشتم هر کاری که از دستم بر می‌آمد انجام بدهم اما شرایط واقعا در بازی اول بد رقم خورد برای پرسپولیس و یک دفعه‌ای شد. در این بازی‌ها هم چون حساسیت بالاست و استرس زیادی وجود دارد وقتی یکی، دو گل اول را می‌خوری خیلی وضع خراب می‌شود و بهم می‌ریزی و سخت است که تیم را جمع کرد. نشد اما فکر می‌کنم تا همانجا هم آن چیزی که من از آن تیم دیدم و با آن تیم بودم و با آن شرایط و امکانات به نظرم پرسپولیس شاهکار کرد. پرسپولیس در دو ماه ۲۰ تا سفر کرد و خیلی به تیم سخت گذشت. بعد آمدند در ایران باز سفر و بازی و خیلی به بچه‌ها فشار وارد شد و با همه احوال به نظرم پرسپولیس لیاقت قهرمانی و بالاتر رفتن را داشت و تا همانجا هم از ارزش‌های آنها کم نمی‌شود. از ته دل دعا می‌کردم که تیم بازی را ببرد که متاسفانه نشد اما امیدوارم سال‌های آینده نمایندگان ایران نتایج بهتری بگیرند.
بعد باخت با بچه‌های تیم ارتباطی داشتی؟
با همه بچه‌های تیم نه اما با اکثر بچه‌ها هر روز در ارتباط‌ام و بعضی روزها هر روز با شجاع، سیدجلال، وحید امیری، علیرضا بیرانوند و بقیه در ارتباط هستم و در بدترین حالت ۱۰ روز یا دو هفته یک بار صحبت می‌کنم اما با خلیل زاده بیشتر در ارتباط هستم. حتی با خود برانکو هم صحبت می‌کنم و تبریکات رو به ایشان می‌گویم.
پتانسیل تیم را امسال چطور می‌بینی؟
امسال هم فکر می‌کنم پرسپولیس قهرمان می‌شود. شخصیت این تیم شخصیت بردن و قوی است. بازی آخر پرسپولیس مقابل ذوب آهن را دیدید که خوب بازی کردند و بردند. به نظرم این تیم شخصیت قهرمانی دارد. تازه بدون طارمی و امیدوارم مهدی زودتر برگردد.
یک قول و قراری با پرسپولیسی‌ها برای بازگشت گذاشته بودی. جدی بود یا اینکه واقعا برای آن مقطع این بحث را مطرح کردی؟
من هیچ حرفی را الکی نمی‌گویم و از آینده هم نمی‌توانی پیش بینی دقیق داشت. من به چشم این مساله را دیدم وقتی که در ۲۳ سالگی یک پیشنهاد عالی از اروپا داشتم از اسپانیا و همه چیز خوب بود یک دفعه ورق برگشت. این یک درس شد برای زندگی من که به هیچ عنوان نمی‌توان برای آینده قطعی تصمیم بگیری. می‌توانی یک رویا داشته باشی ولی نمی‌توانی صددرصد به آن فکر کنی. امید روانخواه یک حرف قشنگی زد و خیلی دوستش دارم و شک ندارم یکی از بهترین مربیان می‌شود. امید می‌گوید برای اینکه یک فوتبالیست به آن چیزی که حقش است برسد، هزار تا دلیل هست که شاید تا صدتای آن را می‌توان در آن دخیل باشی. خیلی از دلایل است که به فوتبال ارتباطی ندارد و بعضی‌ها مثل همین شانس است. برای ما ایرانی‌ها سربازی، مصدومیت، مربی، زمین، پول، اتفاقات هست و نمی‌شود بگویم که تا فلان تایم اینجا هستم و بعد آنجا می‌روم و بعد پرسپولیس. من واقعا دلم می‌خواهد و از صمیم قلب که شرایطی به وجود بیاید هر زمان که به ایران برگردم برای پرسپولیس بازی کنم. شاید یک روز برگردم و پرسپولیس من را بخواهد اما از صمیم قلب دوست دارم زمانی که برگشتم در این تیم بازی کنم.
اگر حق انتخاب داشتی چه تیمی را برای بازی کردن در لیگ‌های بزرگ انتخاب می‌کردی؟
معمولا آدم همیشه حرف از رویاهایش به میان می‌آورد. من چون بارسلونایی هستم همیشه وقتی از من این سوال را می‌کردند با قاطعیت می‌گفتم که دوست دارم در بارسلونا بازی کنم. به هرحال کار و زندگی و واقعیت یک مساله دیگر است.
در بارسلونایی که دوست داری ژاوی بیشتر مورد پسند تو بود یا اینیستا؟
من اینیستا را بیشتر از همه در بارسلونا دوست دارم. با اینکه مسی فوق العاده است و ژاوی هم آن موقع که بود خوب کار می‌کرد. بوسکتس را خیلی دوست دارم ولی اینیستا یک فاز جدایی برای من دارد.
فکر نمی‌کنی اینیستا همیشه در سایه مسی و ژاوی بوده است؟
نه این مساله برای من نبوده است. چون در پستی بازی می‌کنم که اینیستا بازی می‌کند. من متوجه می‌شوم که این بازیکن چه اعجوبه ای است. به هرحال مسی و ژاوی همه بهترین هستند ولی اینیستا برای من ارزش خیلی بالایی دارد.
فکر می‌کنم جنس بازی تو مورد علاقه کی‌روش نیست. یعنی اینکه کار با توپ انجام می‌دهی و دریبل می‌زنی. به نظرت اینکه دعوت نمی‌شوی به خاطر این است که جنس فوتبال تو با جنس فوتبال او جور نیست یا اینکه در پست تو ترافیک زیاد است؟
تحلیل و عادت من این است که هیچ وقت بهانه ای نمی‌آورم. معمولا می‌گویم ایراد از کار خودم هست و باید بهتر باشم و آنقدر خوب کار کنم که وقتی دعوت می‌شوم بتوانم بمانم. اما به هرحال تصمیم اول و آخر را سرمربی تیم می‌گیرد. یک موقع شما شاید فوق العاده باشید اما به کار سرمربی تیم ملی نیایی و یک موقع آن چیزی که مربی می‌خواهد نمی‌توانی باشی و یک موقع هم سعی کنی که بمانی. اینها همه بستگی به نظر سرمربی دارد. من در جام ملت‌ها بودم و بعد از جام ملت‌ها هم مدام دعوت می‌شدم و قطعا ایراد از من است چون کی روش همان کی روش است و تیم ملی هم همان تیم ملی است. فکر می‌کنم که سبک بازی تیم ملی هنوز همان است و تغییر خاصی نکرده است و نتیجه گرفته! چون در جام ملت‌ها بودم و بازی هم می‌کردم. فکر می‌کنم اگر تلاشم را بیشتر کنم بازهم دعوت خواهم شد.

رمز علاقه‌ات به عدد ۷ را بگو؟
عدد هفت همیشه برای من یک عدد هیجان انگیز و انرژی‌بخش بوده است. نمی‌توانم بگویم یک چیز خاص و عجیب و غریب است چون ۱۷ هم پوشیدم و مساله خاصی نیست. عدد ۷ البته یک عدد مقدس هم است اما کلا انرژی خاصی از آن می‌گیرم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 21 آذر 1396ساعت 3:25 توسط رونالدو934 | | تعداد بازدید : 10

رونالدو




به نظر می رسد یک بار دیگران حاضران در برنابئو با سوت زدن علیه رونالدو از دایره انصاف خارج شده اند.

تمام جملات این یادداشت در تمجید از کریستیانو رونالدو و دستاوردهای درخشان او در رئال مادرید نوشته شده است.

رونالدو در ترکیب کهکشانی ها تا به حال موفق به زدن 395 گل شده و 2 لیگ قهرمانان نیز در زمان حضور او به کلکسیون افتخارات رئال اضافه شده است. اما در دیدار سه شنبه شب برابر بایرن در لیگ قهرمانان، در استادیوم برنابئو سوت هایی از سوی تماشاگران بر علیه او زده شد.

ممکن است کسانی که این دیدار را از طریق تلویزیون تماشا کردند و یا حتی حاضران در استادیوم نیز این سوت ها را نشنیده باشند. اما در دیداری که در نهایت با هت تریک ستاره پرتغالی به سود قوهای سپید تمام شد، رونالدو بعد از گلزنی به تماشاگران علامت سکوت را نشان داد و در پایان بازی در این خصوص گفت: "من هرگز از آنها نخواستم سکوت کنند بلکه خواستم علیه من سوت نزنند زیرا من همیشه بیشترین تلاش خود را برای موفقیت رئال انجام می دهم و حتی اگر موفق به گلزنی نشوم، تلاش می کنم تا به تیمم کمک کنم."



گرچه با بررسی آمار و ارقام رونالدو در می یابیم که سوت زدن برای او خارج از دایره منطق است اما استدلال آن دسته از تماشاگران رئال مادرید در جریان دیدار برابر بایرن این بود که رونالدو در این دیدار نمایش خوبی نداشته و در آن دقایق دیدار رئال مادرید در آستانه حذف از لیگ قهرمانان قرار داشته است.

در آن دقایق، ستاره شماره 7 اگرچه موقعیت خوبی برای ارسال پاس به بنزما داشت، اما در نهایت خودش اقدام به شوت زدن کرد که ضربه او توسط نویر دفع نشد. تا دقیقه 76، رونالدو نمایش خوبی در میدان نداشت اما در نهایت کهکشانی ها با هت تریک او و رسیدن به گل شماره 100، راهی مرحله نیمه نهایی شدند.

علیرغم به ثمر رساندن 31 گل تا این مقطع از فصل و ثبت آماری فوق العاده بعد از شروع سال جدید، رونالدو در نیمه اول فصل نمایشی به مانند همیشه ارائه نمی داد.

فصل گذشته که رونالدو موفق به کسب دومین قهرمانی با رئال در لیگ قهرمانان شد و در نهایت برای چهارمین بار عنوان مرد سال را از آن خود کرد را باید بهترین سال CR7 نامید.

سبک بازی او در حال تکامل است و رونالدو حالا بیشتر تبدیل به یک مهاجم شماره 9 شده است. شاید حالا بتوان رونالدو را بهترین شماره 9 دانست و خود وی نیز بعد از دیدار رفت برابر بایرن تاکید کرد که آیا کسی به توانایی های او شک دارد؟

البته سوت های اعتراضی مختص به همه هواداران رئال نبود و اکثریت حاضر در برنابئو همیشه او را تشویق می کنند اما شاید طبیعت انسانی حکم می کند که ستاره ای مانند رونالدو از اعتراض این عده معدود نیز شگفت زده شود.

هواداران قوهای سپید همیشه به شدت از رونالدو حمایت کرده اند و حتی آنها در تابستان به خاطر ستاره شماره 7 خود علاقمند بودند پرتغال فاتح یورو 2016 شود.

زمانی که رونالدو فاتح توپ طلا شد جشنی بزرگ در برنابئو برای او برپا شد و همه مدیران و هم تیمی های او در رئال، در جدال با لیونل مسی او را بهترین بازیکن دنیای فوتبال می دانند اما برابر بایرن، عده ای همچنان رونالدو را هو می کردند.

زمانی که ستاره ای مانند رونالدو که سالهاست همراه با مسی، همه جوایز را تحت سلطه خود در آورده اند و در تیمی مانند رئال مادرید بازی می کند، هواداران خواهان پیروزی های بیشتری هستند.

انتظارات در برنابئو کاملا مشخص است؛ زمانی که در تیمی مانند رئال مادرید بازی می کنید باید بهترین باشید و فراموش نکنیم که در این استادیوم، برای ستارگانی چون گرت بیل و قبل از او حتی زین الدین زیدان و آلفردو دی استفانو نیز سوت هایی به نشانه اعتراض شنیده شده است.

انگار در برنابئو، عده ای همیشه ناراضی هستند و عناوین بیشتری را می خواهند. خصوصا زمانیکه که ستاره ای مانند رونالدو در این تیم بازی می کند. طی 8 فصل اخیر، لوس بلانکوس تنها یک بار فاتح لالیگا شده است و اگرچه آنها طی همین 3 سال 2 بار لیگ قهرمانان را به کلکسیون افتخارات خود اضافه کرده و در راه کسب یک قهرمانی دیگر نیز هستند، اما شاید ناکامی های داخلی دلیلی برای سوت زدن علیه رونالدو باشد.

رفتار رونالدو این پیغام را به هواداران رئال داد که اگر هر کسی جای او بود چه می کرد؟ با بررسی عملکرد او این سوال به وجود می آید که آیا رونالدو به اندازه کافی مورد قدردانی قرار گرفته است؟

آیا ستاره ای که بیش از همه بازیکنان تاریخ رئال مادرید برای این تیم گلزنی کرده است نباید از سوی همه طرفداران مورد محبت و قدردانی قرار بگیرد؟ کریستیانو انسانی احساساتی است اما آیا دیگران اینگونه نیستند یا در نهایت این گونه اعتراضات چه تاثیر مثبتی دارد؟

شاید خارج از اسپانیا، در مورد اهمیت این دسته از اعتراضات اغراق شود اما در این کشور و خصوصا در مورد برنابئو، این اتفاق ممکن است در مورد بهترین بازیکنان جهان نیز رخ بدهد زیرا اساسا این حرکت یکی از اتفاقاتی است که به کرات در استادیوم اختصاصی کهکشانی ها رخ می دهد.

معمولا بازیکنانی که این اتفاق را تجربه می کنند، سعی می کنند با مماشات از آن عبور کنند اما آیا واقعا چنین اتفاقاتی باید در مورد بهترین بازیکنان جهان رخ دهد؟ آیا نباید ان رفتار از سوی هواداران رئال مورد چالش قرار بگیرد؟

فراتر از این مسائل و با گذشتن از این سوال که این اعتراضات منصفانه است یا خیر، آیا رخ دادن چنین اتفاقی در مورد بازیکنی که کهکشانی ها به او تکیه کرده اند مضحک نیست؟ آیا وظیفه هواداران تنها حمایت نیست و اعتراض به خودساخته ترین فوتبالیست نسل حاضر و زدن اتهام "عدم تعهد" به او منطقی است؟

در مصاحبه بعد از بازی رونالدو مشخص بود که او از این دسته رفتارها آسیب دیده است. CR7 گفت: "من فقط از آنها خواستم که دیگر سوت نزنند زیرا من در تمامی بازی ها همه توان خود را در زمین ارائه می دهم."

اما در نهایت، عملکرد رونالدو مهم ترین پاسخ به رفتار هواداران رئال مادرید است. اتفاقی که در دیدار سه شنبه رخ داد این بود؛ هواداران به نشانه اعتراض به عملکرد ستاره پرتغالی خود سوت کشیدند و در نهایت با هت تریک خود او به مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان راه یافتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 30 آبان 1396ساعت 23:12 توسط رونالدو934 | | تعداد بازدید : 18

تبلتمن